
آ:آوید=شد ، آویدَه ، آویدیم ، آویدِن ، آویدِنَن ، آویدِما:ایمان=ما ، اینُون=اینها ، اینا ، ایناها ، اُوماد=آمد ، اِوُرد=آورد ، اِساد=گرفت ، اِشکِناد=شکست ، اِشکِنهَ ، اُومادیم=آمدیم ، اُوناها ، ایناها...
ادامه مطلب
دوک+لَه=دوکِلَه تُنگ+لَه=تُنگِلَه داس+لَه=داسِلَه/داسولَه دیگ+لَه=دیگِلَهمُنًَه/مَنَه=مانده تَه+ی=تَهی/تُهی ، مَنَه نَوای=مانده نَباشی معمولن در واژه های ما حرف "ب" به "و" تبدیل شده است مانند: با هم=وا هم یا مثلن "بای" به معنی "باشی" یا "بودن" می دهد مانند اینکه می گوییم:وقتی مِه وِرگَشتِم اینجِ بای=وقتی من برگشتم اینجا باشی "بایستی" وِرگَرد=برگرد بسیار واژه ها داریم در زبان ما که "ب" با "و" به جای هم به کار رفته است یا مثلن همان محاوره ای نام واژه ی: "قِلاباخون=قِلاواخون" را می توان نام برد. پ...
ادامه مطلب
xa0 xa0xa0 ( آ ) آبّا=برخی به جای واژه ی پدریا بابا این لفظ را به کار می بردند آبِرار=آقا برادر آباجی(آواجی)=خواهر بزرگتر آجوُن=آقاجون آجیدَه=نوعی گیوه آچوُق=باز،وسیع،گُشاد آخوُن=آخوند،مُلا آدِم=آدَم آدِم وِ آدِم=کمک کردن به همدیگر در کار کشاورزی آزّاد=محکم آزار=اذیت،مریضی آسا=یَواش،آهسته آسَر=آستَر لباس ...
ادامه مطلب
توُنِکَه=شلوار کوتاه،شورت چُورکَه=پیشاب،ادرار تُومُون=زیر شلواری،پای جامه،شلوار قَلَنقوچون=بر روی دوش سوار کردن بچه یا کسی طوری که پاها از طرفین سر آویزان باشد دی یَه=دیگ،معنی دیگر هم دارد قِسِر=گوسفند یا حیوان نازا فَریک=بچه مرغ که از جوجه بزرگسالتر و از مرغ کمسالتر باشد نَریک=به احتمال به گیاهان هرز در هویج کاری گویند رُّومُّه=تخم مرغ که خوب رشد نیافته،یا تخمی که زیر مرغ گذارند تا به تبع آن تخم گذارد شَسقا=مرغ کوچک اندام زَلَه تِراک=زَهره تَرَک،بسیار ترسیده ی ناگهانی زَلَه گووار=بسیار ترسیده ق...
ادامه مطلب