( آ )
آبّا=برخی به جای واژه ی پدریا بابا این لفظ را به کار می بردند
آبِرار=آقا برادر
آباجی(آواجی)=خواهر بزرگتر
آجوُن=آقاجون
آجیدَه=نوعی گیوه
آچوُق=باز،وسیع،گُشاد
آخوُن=آخوند،مُلا
آدِم=آدَم
آدِم وِ آدِم=کمک کردن به همدیگر در کار کشاورزی
آزّاد=محکم
آزار=اذیت،مریضی
آسا=یَواش،آهسته
آسَر=آستَر لباس
آسونَه=شهر آستانه
آسِموُن=آسمان
آسِموُن غُرُومَّه=تندر،رعد و برق
آسّی=به تنگ آمده
آقاداشی=برادر بزرگتر،گاهی به جای بابا هم از این واژه استفاده می شد
آقِر سنگین=آدم سنگینو باوقار
آل=موجود خیالی،که به روایت زنان جگر زن زائو را می برد و می خورد
آلا پلنگی=سیاه و سفید،خالدار
آلَت=زردچوبه
آمولا=آقا مُلا
آموُختَه=عادت داده شده
آهِن=آهن
آتِش=آتش
آوید=شُد،انجام شد
آوفِیش=آخِیش،در وقت راحت و آسوده شدن از کاری یا چیزی گفته می شود
ما را در سایت قلعه باباخان = قلاباخون دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 95