واژه های محلی

خرید بک لینک

توُنِکَه=شلوار کوتاه،شورت

چُورکَه=پیشاب،ادرار

تُومُون=زیر شلواری،پای جامه،شلوار

قَلَنقوچون=بر روی دوش سوار کردن بچه یا کسی طوری که پاها از طرفین سر آویزان باشد

دی یَه=دیگ،معنی دیگر هم دارد

قِسِر=گوسفند یا حیوان نازا

فَریک=بچه مرغ که از جوجه بزرگسالتر و از مرغ کمسالتر باشد

نَریک=به احتمال به گیاهان هرز در هویج کاری گویند

رُّومُّه=تخم مرغ که خوب رشد نیافته،یا تخمی که زیر مرغ گذارند تا به تبع آن تخم گذارد

شَسقا=مرغ کوچک اندام

زَلَه تِراک=زَهره تَرَک،بسیار ترسیده ی ناگهانی

زَلَه گووار=بسیار ترسیده

قَوَسینی=سینی جای فنجان قهوه بوده که در حال استکان چای در آن می گذارند

قَوَخُونَه=قهوه خانه،امروزه مصرف چای جای قهوه را گرفته و در اصل چایخانه است

دِیرا=دَرِ خانه

اُوسِه=آن وقت ایسِه=این وقت اشاره به زمان دور و نزدیک

اُونجِه=آنجا اینجِه=اینجا اشاره به مکان دور و نزدیک

گُوردالَه=کُلیه=قُلوِه ی حیوان یا انسان

اَلِفَه=یک شب قبل از عید نوروز

مُستَمازاد=مَستَمِع آزاد،در گذشته دانش آموزی که علاقه به درس داشت اما به سن قانونی نرسیده بود در کلاس به صورت آزاد می نشست و شنونده صِرف بود

وِرتیز=لَگَد پَرانی،به ویژه به لگد پرانی الاغ و فرد بی تربیت گویند

پَرک=نَخ

نالوَکی،نَلوَکی=زیر استکان که این روزها به تقلید متاسفانه ازمُد افتاده است

واردِ تو،واردِ شما=با تو، با شما

تَرچِک=شکننده،طُرد

وَرکوواز=نوعی پیاز وحشی که بوی تندی دارد و گاهی در پخت نان به خمیرش اضافه شده و یا با گِردَه پخته می شود و خوشمزه است

تُوک=نوکِ چیزی

خَرسِول=مدفوع الاغ

خَرسِول دو=دود کردن مدفوع خشک شده الاغ برای درمان و ضد عفونی

تُّورَّه=مدفوع الاغ

پِندو=پِهِن دود،مدفوع خشک شده حیوانات اهلی که برای پخت و پز و گرمای تنور از آن استفاده می شد و حتا برای زمستان ذخیره می کردند

پایَه=مدفوع و فضولات دام را که از طویله در می آوردند آن را مقداری خیسانده و خوب به هم مخلوط کرده و همچون گِل آماده و به هم زده می کردند و در اندازه ای مشخص بیضی شکل ساخته و در معرض نور آفتاب در بیرون یا سر پشت بام قرار داده تا خوب خشک و برشته شود و سپس جمع آوری کرده باز هم در تابستان روی هم انبار می کردند(می چیدند) و برای زمستان در خانه های مخصوص ذخیره می گذاشتند تا در مواقع نیاز برای پخت و پز خوراک و نان و گرمای کُرسی فصول سرد سال استفاده کنند و بسیار با دوام هم بود الته گرما و حرارتش

لاس=فضولات دام ها به ویژه گاو را گویند

ناتِو=ناقُلا،شلوغ کار

وِجَّه=وَجَبِ دست

مِجَّه=مُژه هم شاید باشد یا پِلک،جَستَن ناگهانی،گاهی کسی که کم خوابیده باشد می گوید: مِجَّه نزدم یعنی پِلک روی هم نگذاشتم

تَنسُوخ=چیزی که کمیاب باشد و یا وقتش گذشته باشد

گُورهاگُور=مُدام،پی در پی و مسلسل وار

بادکَفُون=پَرَستو

مِرک=آرَنج

کِرِس=خراشید

مَرکِمکِرِس=به معنی اینکه آرنجم خراشید

کِشمات=خلوت،سکوت

چُومچَه=مَلاقه

اِوگَردُون=ملاقه بزرگ یا کفگیر بزرگ

قُورماغَه=قورباغه

زُونیلَرزُون=خوراک کارگر بین صبحانه و ناهار را گویند که در اثر گرسنگی زانویش می لرزد و توان کار کردن ندارد

نُوهار=ناهار

زیرقِلُونی=چاشت،صبحانه

اَاُوسَرُون=سحری

کُّر=پسر گاهی به سنگ مستراح در گذشته کُّرِّ مستراح هم می گفتند

دُختِر=دُختَر

مَوال=مُستَراح،تُوالت

آزِگار=روزِگار

هَنی=دوباره،هنوز،بازهم

سِمِنتی-سیمانی

واسِرِنگ=تَشَر،پرخاش

قلعه باباخان = قلاباخون...

ما را در سایت قلعه باباخان = قلاباخون دنبال می‌کنید

برچسب: واژه های محلی مازندرانی,واژه های محلی,واژه های محلی تربت جام,واژه های محلی بوشهری,واژه های محلی کرمان,واژه های محلی شیراز,واژه های محلی استان کرمان, نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:14

صفحه بندی